سه شنبه ، 31 تير 1393
میدان امام خمینی شهر همدان
میدان امام خمینی شهر همدان
باغ نظری در همدان و حمام حاج آقا تراب نهاوند
باغ نظری در همدان و حمام حاج آقا تراب نهاوند
شبستان مسجد جامع همدان
شبستان مسجد جامع همدان
موزه دفاع مقدس همدان
موزه دفاع مقدس همدان
آرامگاه و مجسمه ابوعلی سینا
آرامگاه و مجسمه ابوعلی سینا
خانه لطفعلیان ملایر- موزه
خانه لطفعلیان ملایر- موزه
برخی از صنایع دستی همدان
برخی از صنایع دستی همدان
موزه صنایع دستی همدان
موزه صنایع دستی همدان
 
توقف
کمينه   
مفاخر و مشاهیر استان همدان

مير رضي الدين آرتيماني

ميرزا محمد رضي معروف به مير رضي الدين آرتيماني از شعرا وعرفاني عصر صفوي است كه در نيمه دوم قرن دهم هجري قمري در روستاي آرتيمان از توابع تويسركان بدنيا آمد . وي در دربار شاه عباس اول مقام وجايگاه عالي داشت وبا يكي از دختران اووصلت نمود.

مير رضي به منصب وجاه التفاتي نداشت وپيوسته برتكميل نفس همت مي گماشت لذا پس از مدتي اقامت در اصفهان جهت تدريس وبحث وفحص وپرداختن به سير وسلوك عارفانه به تويسركان مراجعت نمود وتا پايان عمر در قريه آرتيمان طرح اقامت افكند .شهريار صفوي نيز به مقتضاي رتبه وشان او منشور شيخ الاسلامي تويسركان را به نامش صادر وزمام امور دينيه را بدو سپرده بود . از اين شاعر وعارف بزرگ حدود 1200 بيت شعر به ما رسيده است از معروفترين آثارش ساقي نامه است كه با اين مطلع آغاز ميشود:

 

الهــــــــي به مستان ميخانه ات                    به عقل آفرينان ديوانـــه ات

به دردي كش لجه كـــــــــبريا                    كه آمد به شانش فرود" انما"

به دري كه عرشست او را   صدف                     به ساقي كوثر به شاه  نجف

به نور دل صبح خيزان عشــــق                     زشادي،به اندوه گريزان عشق

به رندان سرمـــــست آگاه دل                      كه هرگز نرفتند  جز  راه  دل

خدايا به جان خراباتــــــــيان                      از  اين تهمت  هستيم وارهان

به ميخانه وخدمتـــــــم راه ده                    دل زنــــــده وجان آگاه ده

 

مير رضي در سال 1037 هجري قمري (1005ش)ديده از جهان فرو بست او را در محل خانقاهش بخاك سپردند.اين محل پس ازمرگش همانگونه كه در زمان حياتش حلقه ياران اهل دل بود ،زيارتگاه عارفان پاك انديش ودرويشان پاكيزه كيش شده ولي گذشت زمان وقهر طبيعت بتدريج آرامگاه سابق ميررضي را بدل به مخروبه اي نمود تا اينكه در سال 1354 از طرف انجمن آثار ملي بنايي درخورشان آن شاعر وعارف نامي ساخته شد . اين آرامگاه در محدوده شمال شرقي شهرتويسركان ومشرف به دره سرسبز وباصفاي تويسركان وسرابي واقع شده ومتشكل از بنائي آجري وچهاروجهي است به ابعاد ده در ده وارتفاع 6متر.نماي بنا در هر ضلع داراي سه دهنه طاق زيبا ورفيع است كه تشكيل چهار ايوان را در اطراف ميدهد ودر هر يك از اين ايوانها يك ورودي به داخل بنا تعبيه شده است .بخش داخلي آرامگاه نيز داراي تزئينت ساده وآجري است كه مزار مير رضي با لوحي فلزي حاوي شرح حالش در وسط آن قراردارد . سقف آرامگاه با شيوه اي بديع ساخته شده بدين نحو كه چهار رديف ديواره آجري در قالب كادري مربع وميان تهي بصورت متقاطع برروي هم قرار گرفته ومساحت هر يك از مربعها از پايين به بالا نصف ميشود . كار ساختمان اين آرامگاه در سال 1356 ش به پايان رسيد .

 

 

 

 

 

سید جمال الدین اسد آبادی

بالای صفحه

 

سيد جمال الدين در ماه شعبان 1254 ق (1217 ش/ 1838 . میلادی) در روستای اسدآباد همدان در محله با سابقه «امامزاده احمد»(درمحل بنای یادبود کنونی) به‌دنيا آمد. پدرش سيد صفدر، عالمي پرهيزگار و دانشمند و مادرش سکينه بيگم، زني باسواد بود. وی از پنج سالگي آموزش قرآن مقدمات عربي را را نزد پدر و مادر آغاز کرد. در سال 1264 ق، به همراه پدرش «سيد صفدر» وارد قزوين شد و بمدت چهار سال در حوزه علميه اين شهر به درس و بحث پرداخت و در ادبيات عرب، منطق، فقه و اصول سرآمد همدرسان خود شد. سيد در سال 1266 ق همراه پدر به قصد نجف اشرف از تهران حرکت کرد و به شاگردی شيخ مرتضي انصاري و ملا حسین قلی همدانی  در آمد. در سن ۱۸ سالگی در اکثر علوم رایج در آن زمان به مقام عالی رسید. بعد به هندوستان و حجاز و مکه سفر‌هایی کرد و سرانجام به افغانستان مراجعت نمود. ودر آنجا شریک اسرار دوست محمد خان امیر افغانستان شد. در جنگ هرات نیز همراه او بود. سپس به مصر رفت و با دانشمندان آنجا همنشین شد. او در مصر به خاطر دانش و کمالاتش بسیار معروف شد و در جامع ازهر منطق و فلسفه درس می‌داد. شیخ محمد عبده و گروهی از فضلای مصر در کلاس او حضور داشتند. سید جمال در 1254 هجری قمری، بنا به دستور شیخ انصاری عازم هندوستان شد و ضمن آشنایی با علوم جدید سعی کرد تا مردم و خصوصا مسلمانان را علیه استعمار انگلستان بسیج کند. مدتی او را در کلکته زیر نظر حکومت انگلیسی هند نگاه داشتند و بعد که اجازه یافت از راه دریای سرخ به اروپا رفت. در لندن و پاریس مورد توجه مقامات سیاسی اروپا بود. در پاریس با همکاری شیخ محمد عبده به انتشار روزنامه عروه الوثقی مبادرت نمود. که فقط ۱۸ شماره از آن منتشر شد. با نشر مقالات اندیشه‌های خود در مورد اتحاد اسلام را می‌پراکند. بالاخره به حجاز سفر کرد و از بوشهر به ایران وارد شد و به تهران رفت و در خانه حاجی محمد حسن امین‌الضرب ساکن شد.چند بار با ناصرالدین‌شاه ملاقات کرد و از ضرورت قانون گفت ولی شاه سخنان او را نپسندید و پس از مدتی امر به اخراج او از ایران کرد. از راه مازندران به قفقاز و بعد به مسکو و پترزبورگ رفت. در سفری که به مونیخ رفت با ناصرالدین‌شاه و امین‌السلطان ملاقات داشت و به دعوت آنان دوباره به ایران بازگشت. مدتی در شاه‌عبدالعظیم بود که باز به دستور شاه با افتضاح او را بیرون کردند. به بغداد و بصره سپس به اروپا رفت. سلطان عبدالحمید او را به استانبول دعوت کرد و امیدوار بود از نفوذ او برای اداره کشورهای اسلامی امپراتوری عثمانی بهره گیرد.در استانبول میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و خبیرالملک به تشویق او به نشر مطالب علیه شاه و اتابک پرداختند. پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضای کرمانی که از مریدان او بود، دولت ایران خواستار تحویل او شد ولی مقامات عثمانی نپذیرفتندپس از مدتی از چشم سلطان افتاد و مواجب او را قطع کردند و با فقر زندگی می‌کرد تا اینکه در ۱۳۱۴ هجری قمری (۹ مارس ۱۸۹۷ میلادی) در استانبول درگذشت دولت افغانستان تقاضائی مبنی بر انتقال کالبد سید به زادگاه اونمودکه این درخواست از سوی دولت عثمانی مورد قبول واقع شد و اکنون مزار و آرامگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی در محوطه دانشگاه کابل می‌باشد .   او توانست در شهرهای انگلستان و فرانسه  نشریات  " عروة الوثقى" و "ضیاء الخائفین "   را منتشر کند .تتمه البیان فى تاریخ الافغان ،  القضا و القدر،  اسلام و علم ،  نیجریه یا ناتورالیسم ،  الوحده الاسلامیه و  الواردات فى سر التجلیات  از جمله آثار مهم قلمی اوست .همچنین نامه ها، سخنرانيها، مقالات، مذاکرات و مصاحبه ها. که تعدادي از اينها با عناوين «مقالات جماليه»، «نامه هاي سيد جمال الدين»، «شرح حال و آثار سيد جمال الدين» يا در کتابهايي که پيرامون زندگي و آرمان سيد نوشته شده به چاپ رسيده است. او شعر نیز می سرود و به نام افغانی تخلص می کرد. از او با نامهای جمال‌الدین الافغانی و سید محمد بن صفدر الحسین نام برده می‌شود . با وجود لقب «افغانی» که او خود را با آن معرفی می‌نمود و با آن شناخته شده بود، وی ایرانی و شیعه و از مردم اسدآباد همدان بود  هرچند گروهی معتقدند که وی حنفی مذهب و از مردم اسدآباد مرکز ولایت کنر افغانستان است.  گمان می‌رود که سیدجمال‌الدین صلاح نمی‌دانسته کسی به هویت وی پی ببرد به طوری که گاهی به جای اسدآبادی، اسعدآبادی امضا می‌نمود  امام محمد عبده شاگرد سید جمال الدین و مترجم کتاب نیچریه وی به زبان عربی، در مقدمه ترجمه کتاب می‌نویسد، سید جمال الدین ایرانی بود ولی به دو علت خود را افغانی معرفی می‌نمود: اول اینکه بتواند در کشورهای عربی خود را سنی معرفی کند و به هدف‌هایش برسد. دوم اینکه خود را از دست مقررات سختی که دولت ایران برای اتباعش در خارج قرار داده بود برهاند. منبع: با اندکی تخلص از کتاب گلشن راز تهيه و تدوين جمعی از پژوهشگران حوزه علميه قم  

 

 

 

بدیع همدانی

 

چنین بر می آید که این شاعر از استادان عالیقدر و سخنوران بزرگ قرن ششم بوده و یک یا چند وزارت نخستین اتابکان آذربایجان ایلدگر را بعهده داشته ودر همدان نیز آثار و ابنیه بسیار از خود باقی گذاشته که تا قرن 11باقی مو برقرار و به نام بانی آن شهرت داشته ات .

      مهر از جانت درآمد چون حلاوت از شکر          *********** کینه از طبعت برون شد همچو موم از انگبین

            بر بساط ملک او نه فقر ماند نه فقیر            ***********           از نشاط طبع او نه حزن ماند نه حزین

          جبر فرمانش کند در گردن ایام طوق             **********         رایض حکمش نهد زو بر گرده افلاک زین 

 

 

 

باباطاهر عریان

تاریخ تولد این شاعر در سال 326 و وفات وی در سال 410 قید شده است و باباطاهر معاصر دیالمه بوده بنابراین باباطاهر معاصر با بوعلی سینا متوفی قرن چهارم میباشد .

مهمترن و معروفترین آثاری که از او برجامانده و موجب شهرت وی شده ترانه هایی است که به لهجه لری سروده که  شامل دوبیتی هاست 

 

 

 

عین القضات همدانی

تولد ایشان اواخر قران 5 هجری در همدان اتفاق افتاد . در ال 525 هجری در سن 33 سالگی وی را به شهادت رساندند .

        ما مرگ و شهادت را از خدا خواسته ایم           *******            آن هم به سه چیز کم بهاء خواسته ایم

        گر دوست چنین کند که ما خواسته ايم                 **********  ما آتش و نفت و بوریا خواسته ایم

آثار وی شامل : مکاتیب ، رساله جمالی ، تمهیدات یا زبده الحقایق

 

 

 

 

 

شیخ مرتضی تالهی

شیخ مرتضی سال 1385 هجری قمری در همدان تولد یلفت وفات وی سال 1348 هجری در همدان و قبرش در وادی السلام نجف است .

تالیفات وی حواشی و تعلیفاتی بر مزائد علامه  انصاری ، حواشی بر متاجر شیخ ، شرحی بر منظومه فیلسوف سبزواری

 

 

 

 

 

 

میرزاعبدالرزاق واعظ

 تولدش ال 1291 ه.ق در اصفهان است در سال 1313 به همدان آمده و به سبب طول اقامت در این شهر به همدانی مشهور گردیده است . آثار وی : ذریعه انجات ، رساله ای در غنا ، نغریدات اساتید در منقول و معقول ، السیف القاطع در ابطال رکن رابع ، دین و رد موهومات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عندلیب زاده

حاج حسین معروف به عندلیب زاده از سلسله علما و واعظان همدان که سال 1289 هجری خورشیدی در همدان متولد  گردید .

 

غبار همدانی

ولادت او در سال 1265 هجری قمری در محله کبابیان همدان بوده است در سال 1322 هجری در همدان از دنیا رخت بر بسته است . در صحن مطهر حضرت معصومه قم دفن شده است .

          در دامن الوند غباری پیداست              ***********           بر توسن حق نوسواری پیداست

        گر بگذری از غبار اندر پس ابر      ************          خورشید صفت مجال یاری پیداست

 

 

 

 آيت الله عظمي حسينقلي همداني

عارف علم كامل حضرت آيت الله عظمي حسينقلي همداني به حق نمونه اي كامل از عرفان و ادب اخلاق اسلامي بوده است و روايت مي كنند كه هر كس حتي دو قدم با ايشان بر مي داشت تا آخر عمر مريد اين عالم بي نظير عالم پرور بود آخوند همدانی یکی از بزرگترين اساتيد معروف درس اخلاق در حوزه عراق بود. همدانی عالمی عامل، ذاکری دائم، خاشعی خائف، هوشياری بصير و استادی کم نظير بود. در سال 1239 در منزل چوپانی در روستای همدان به جهان ديده گشود و پس از طی مقدمات علوم وارد تهران شد و مدتی از محضر شيخ العراقين تهرانی مستفيض بود. از آنجا عازم سبزوار شد و چند سالی اندک از محضر حکيم سبزواری برخوردار بود.
 سپس عازم نجف اشرف گرديد و از مکتب درس اخلاقی سيد علی شوشتری سرمايه های اخلاقی اندوخت. بيشتر مراتب علمی و فقهی او از کرسی درس چندين ساله شيخ المتأخرين عابد او گرديد و پس از استادی در فنون مختلف علمی هم پهلوانی از دانشها بود و هم پيکری از فضيلت و تقوی. همدانی استادی است از اساتيد بزرگ اخلاق، آموزنده ای از مراتب و مکارم اولياء، زاهدی شمع محفل آيات و علما، آن هم به اجبار و اصرار فضلا، در کلبه محقرش بدون سر و صدا، فقط و فقط برای رضای خدا.آقا بزرگ تهرانی در ذريعه می نويسد: مرحوم همدانی پس از رحلت استاش شيخ انصاری از عراق خارج نشد و منزوی به گوشه خانه خود خزيد و گرد تصدی حوزه و افتا نگرديد. صاحب ذريعه می نويسد: مرحوم همدانی عليه الرحمه همه روزه ابتدا درسی از اخلاق و سپس فقه و اصول می فرمود، و به مانند کرسی درس او کمتر ديده شد. شاگردان او به آنچه می خواستند رسيدند. آنها را از کثافات و تمايلات پست دنيوی تطهير نمود، و آنها علم خويش را مقرون به عمل نمودند و اثر تربيت شدگان او ظاهر شدند و اساتيد بعدی درس اخلاق حوزه از قبيل:
شيخ محمد بهاری، ميرزا جواد آقا ملکی، سيد حسن صدر، سيد ابوالقاسم اصفهانی، سيد جمال الدين اسد آبادی، شيخ علی قمی، آقا باقر نجم آبادی، سيد محمود طالقانی، سيد علی همدانی، دولت آبادی و سيد احمد کربلائی عليهم الرحمه به اتفاق چند نفر ديگر از شاگردان مکتب او بودند. چنين به نظر می رسد که اين آيت ربانی و استاد اخلاق اسلامی در شعبان سال 1311 در کربلا وفات نموده است (افسوس و صد افسوس که آنها رفتند و بد اخلاقان متجاوز به دولت عراق ماندند).

 

 

 

 

مرحوم آیت الله آخوند ملا علی معصومی همدانی

آخوند ملا علی همدانی از علمای بزرگ شیعه در نیمه قرن چهارم در زهد و تقوی و ورع زبانزد عام وخاص بود و در تواضع و مردم داری کم نظیر بود روحانی محبوب عالم ربانی و عارف صمدانی که از سالها عمر شریفش را در راه تبلیغ دین و اعتلای فرهنگ اسلامی کوشید و دیار همدان را با نور ایمان و معنویت آکنده ساخت والد ماجدوزحمتکش او پس از رسیدن به میزان شوروشوق فرزندش به تحصیل علم و تهذیب او را به یکی از علمای با تقوای محل سپرد که تحت مراقبتهای وی مقدمات علوم دینی را فراگیرد چندی بعد در اوایل جوانی به همدان رفت و از اساتید و علمای بزرگ همدان استفاده ها برد
سال 1340 با ورود مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری موسس جلیل القدر حوزه علمیه قم به این شهر مقدس هجرت نمود تا ضمن استفاده از محضر آن عالم فرزانه در رشد ونو شجره طیبه حوزه علمیه سهم بزرگی داشته باشد ده سال بعد بنا به در خواست مردم همدان و موسس حوزه علمیه قم به موطن اصلی خود بازگشت و تثبیت امور دینی و ساماندهی حوزه علمیه شهر همدان را به عهده گرفت در قضیه بازداشت امام خمینی توسط عمال شاه مرحوم آقای آخوند همراه دیگر علما وبزرگان مدت چند ماه در تهرا ن جزء متحصنین بودند تا کار به ازادی امام انجامید پس از ازادی امام خمینی در میان استقبال بی نظیر مردم همدان به این شهر بازگشتد و در مبارزه با شاه یکی از فرزاندانشان به نام حسن معصومی نیز در سال 1353 به درجه رفیع شهادت رسید سخنان و بیانات حکمت آمیز او در شبهای جمعه آنچنان در نفوس مردم اثر گذاشت که توصیف آن حالت در این مقال نمیگنجد.

 

 

 

 

                                    غمام

محمد یوسف زاده متخلص به غمام همدانی فرزند حجه الاسلام سیدیوسف مجتهد همدانی به سال 1292 هجری قمری در کرلا متولد شد . تحصلات ابتدایی خود را در محضر پدر به پایان رسانید و سپس به اتفاق وی به همدان مراجعت نمود و به تحصیل علوم متداول زمان شامل ادبیات فارسی ، عربی و فقه ، اصول و فلسفه پرداخت . در سوم مهر سال 1321 شمسی در تهران وفات یافت و در همدان مدفون گردید . وی ارادت خاصی به حافظ و اشعار وی داشت . در سال 1337 هجری قمری انجمن ادبی همدان را تاسیس نمود .غزلیات وی پس از وفاتش توسط موسی نثری جمع آوری و به طبع رسید .

                              چشم خوبست که روی تو بیند ورنه                      جز غم دل چه ود فایده بینایی را 

 

آيت اله حاج شيخ محمد بهاري

  حضرت آيت اله حاج شيخ محمد بهاري فرزند ميرزا محمد بهاري معروف به نجفي ازعلما و عرفاي اماميه  در قرن 13 و 14 هجري قمري كه در سال 1265 هجري قمري در بهار همدان متولد گرديد ,دروس ابتدايي را در مكتبخانه مرحوم ملا عباسعلي شروع و بعد از طي دروس ,عربي را نزد ملا آخوند جعفر پدربزرگوارش گذراند و از محضر استايد بزرگي چون حاج ميرزا محمود و علامه ملا حسين قلي شوندي همداني استفاده نمود و براي تكميل تحصيلات به همدان و سپس به بروجرد و بالاخره به نجف رفت و به درجه اجتهاد نائل گرديد. وي كه از جواني اهل تهجد و رياضات شرعي بوده در نجف به حلقه مريدان آخوند ملا حسين قلي شوندي درجزيني درآمد و تا زمان وفات آن بزرگوار در خدمتش شاگردي نمود. پس از آنهم مدتي در نجف اقامت داشت و مكتب تربيتي آخوند ملا حسين قلي را تداوم و استمرا ر مي بخشيد طوريكه شاگردان آخوند همواره ارتباط خود را با شيخ محمد به عنوان وصي آخوند ادامه دادند. وي يكي از بزرگترين فقها و محدثان بزرگ ناحيه همدان محسوب مي گرديد و در اواخر عمر بيمار شد و به ايران رجعت نمود. اندكي در مشهد و سپس در تبريز توقف نمود و چون بيماري اش شدت يافت به زادگاهش بهار بازگشت  و در نهم رمضان 1325 قمري در بهار درگذشت و همانجا مدفون شد. مدفنش در شهر بهار همواره زيارتگاه مريدانش بوده و بنايي نيز بر مقبره ايشان ساخته شد.ايشان از فاضلان نهضت مشروطيت به شمارمي رود و بسياري از اقدامات وي در نهضت مشروطه موثر و مفيد واقع گرديده است. از ايشان بيش از 50 جلد كتاب و رساله در موضوعات مختلف باقي مانده است كه مهمترين آن عبارتند از روح الجوامع البيان في حقيقه الايمان الدره الغرويه والتحفه الحسينيه(3جلد)- نثار الباب في تقبيل التراب و... و يك مجموعه به نام تذكره المتقين كه پس از مرگ شيخ محمد بهاري به دست ميرزا اسماعيل بن حاج حسين تبريزي از آثار وي گردآوري شده كه نخستين بار در سال 1329 قمري به چاپ رسيده است كه شامل هفت قسمت در خصوص آداب مختلف ديني , اجتماعي و شرعي مي باشد

 

 

 

 

خواجه رشيدالدين فضل اله همداني

خواجه رشيدالدين فضل اله همداني پسر ابی الخیر عماد الد وله پسر موفق الدوله علی همدانی از مردان نامی ادب و سیاست قرن هفتم هجری است اجدادش از یهودیا همدان بودند وی در سال 645  ه. در همدان متولد شددر آغاز به طبابت مشغول بود تا اینکه طبیب آباقاخان شد و سپس به وزارت غازان خان و الجایتو محمد خدابنده رسید وی در علم طب و مملکت داری و تاریخ سرآمد روزگار بود وی بزرگترین وزیر نامدار عصر ایلخانی است و از مورخان معروف دوره مغول است و یکی از مهمترین کارهای وی تا ً لیف جامع التواریخ است د ر 717 از وزارت عزل  به منظور ادامه کار علمی عزم تبریز شد و دو باره مدت کوتاهی وزارت امیر چوپان را عهده دار شد و  سرانجام با دسیسه تاج الدین علیشاه  وزیر وقت ابو سعید در روز 17 جمادی الاول  سال 718 . ه به دستور ابوسعید وزیر دانشمند و بی نظیر عصر مغول به همراه فرزند شانزده ساله اش  غزالدین ابراهیم در سن 73 سالگی در ابهر قریه خشکدربه نحو وحشیانه ای به دو نیم شد  و زندگی وی به پایان رسید . بعد از مرگ وی دشمنانش پس از غارت ربع رشیدی که از شاهکار های وی در تبریز بود تمام اموال وی و فرزندانش را غارت نمودند و بر خلاف شرع و عرف املاکی را که وقف کرده بود به تصرف خود در آوردند و به علت سابقه آشنائی وی با یهودیان و اطلاع بر رسوم و عادات آنه متهم به یهودی بودن شد و جسد دانشمند بزرگ را از مسجدی که در ربع رشیدی ساخته بود بیرون آورده و در گورستان یهودی ها  به خاک سپردند  .

خدمات خواجه رشیدالدین   :

خواجه رشیدالدین در دورا ن 23 ساله وزارتش تاسیس کتابخانه ها و بیمارستانها و مدرسه ها ی متعددی مبادرت نمود به طوری که پرفسور براون در کتاب طب عربی مینویسد : رشیدالدین در ربع رشیدی بیمارستانی ساخت که دارای پنجاه طبیب بود که از هند و چین و مصر و سوریه  به تبریز آمده بودندو هر طبیب مسئول تربیت ده دانشجو بود  . علاوه بر اطبا در بین کارمندان بیمارستان ، جراحها ، شکسته بند ها وجود داشتند که هر کدام پنج دانشجو را تعلیم میدادند و کلیه این پزشکان و شاگردان در خیابانی جنب بیمارستان ساکن بودند و حقوق آنان بصورت نقدی و جنسی پرداخت می شدو همچنین علاوه بر پایتخت  دارالشفاهایی(درمانگاه) در سایر شهر ها ایجاد  نموده بود چنانکه طبیبی به نام ابن مهدی به سرپرستی بیمارستان همدان فرستاد و دارو های بسیاری برای او ارسال نمود .    همدان از دير باز مهد پرورش مردان بزرگي د رزمينه علم وهنر عرفان دين وسياست بوده است كه ا زجمله اين مشاهير ميتوان به فيلسوف عاليقدر جهان اسلام ابوعلي سينا- شاعر وارسته وعارف بزرگ باباطاهر- عارف دلسوخته وحق طلب عين القضاه همداني ونيز مردان علم وسياست نظير,خواجه رشيد الدين فضل اله همداني وزير مشهور ايلخانيان  وهمچنين مردان دين وسياست چون سيد جمال الدين اسدآبادي اشاره نمود.

 رشيدالدين فضل الله (645ـ 718) وزير دانشمند دوره ايلخانان بود كه مدت ها وزارت غازان، اولجايتو و ابوسعيد بهادرخان را داشت    كه توانست به كمك افكار بلند، همراه با دورانديشي و آگاهي وسيعي كه بر اندوخته هاي علمي و عملي سياستمداران ايران پيش و پس از اسلام داشت، با ارائه برنامه هاي آبادگري تحسين برانگيز خود، اصلاحات اقتصادي و اجتماعي دوران حكومت غازان خان و الجايتو را رقم زده و صفحه درخشاني در تاريخ ايران بعد از حمله مغول پديد آورد. . رشيدالدين فضل اله بر خلاف ديگر وزيران ايراني بعد از اسلام، چون بلعمي ها، جيهاني ها، صاحب بن عباد و خواجه نظام الملك و ...، علاوه بر برخورداري از فضيلت علمي، از فضيلت توانايي در مديريت اجرايي برخوردار بود. او به سبب آگاهي بر ويراني ها و كشتارهاي ناشي از حمله مغول و پيامدهاي بعدي آن، همانند يك روانشناس خبره تلاش مي كرد تا با توجه به قسمت هاي مختلف جامعه و بدون گرفتار شدن در دام تعصبات مذهبي و قومي  ، برنامه هاي اصلاحي خود را به مورد اجرا گذارد و با ارائه طرح هاي مناسب براي آباد كردن شهرها و روستاها و رونق كشاورزي و عمران راه ها، روح اميد به زندگي را در كالبد جامعه ايران بدمد. 

 

 در اواخر قرن هفتم و ابتداي قرن هشتم هجري- قمري وقفنامه هاي بزرگ و كامل توسط دانشمند بزرگ اسلامي وايراني، خواجه رشيدالدين فضل الله همداني وزير غازان خان ايلخاني به رشته تحرير درآمد كه با دقت و ظرافت بسيار بالايي به تبيين نظام مديريتي و تشكيلات اداري، مالي و شرايط وقف و مصارف مجموعه بزرگ ربع رشيدي در شهر تبريز ميپرداخت. اين وقفنامه، فهرست جامعي از موقوفات، هزينه ها و برنامه هاي اداري و مالي را تبيين مي كند. وقفنامه ربع رشيدي در 382 صفحه روی کاغذ خانبالغ نگاشته شده كه ابتداي آن تا پايان فصل هفدهم وقفنامه به خط خواجه،توسط عبدالله بن عمر بن محمد التبريزي الحسني، حاكم وقت تبريز و دو نفر ديگر كتابت شده است.قطع این نسخه خطی رحلی (36 در 27 سانتی متر) است. جلد آن نیز چرمی سرطبل دار قرمز رنگ است. نام اصلي نسخه كه در ابتداي آن و توسط واقف و كاتب، يعني خواجه رشيدالدين فضلالله و با خط ثلث و آب طلا به نام "الوقفيه الرشيديه بخط الواقف في بيان شرايط امورالوقف و المصارف" نوشته شده است . محتواي وقفنامه ربع رشيدي شامل شرايط ، نحوه پرداخت مستمريها ، هزينه ها ، مديريت منابع انساني ،ابنيه و موقوفات و ذكر جزييات تشكيلاتي، اداري و مالي مجموعه ربع رشيدي است. . كتاب بزرگ و مشهور او در تاريخ عمومي جهان با نام "جامع التواريخ" در هفت مجلد، معتبرترين كتاب تاريخي عهد مغول و داراي نثري ساده و روان است كه به سال 710 پايان يافت

 

مفتون

 میرآقا مفتون از استادان و شاعران طراز اول همدان بسال 1368 شمسی متولد و در سال 1334 وفات یافت . مفتون در آغاز میرحل پیمان تخلص داشت بعدها به مفتون متخلص گردید . آثار وی شامل مظنومه ، انسان کامل است .

مفتون کسی به پابی تو اینک نمی رسد                            بعد از تو تا بدت که افتد کتاب تو